نگاهی به کتاب "رفتیم بیرون سیگار بکشیم هفده سال طول کشید"

من معمولا زیاد داستان کوتاه نمی خوانم، مگر آنکه مجله "داستان" بخرم و از روایت ها و داستان های کوتاهش لذت ببرم. البته باید برگردم از محموعه داستان های "گابریل گارسیا مارکز" هم چیزهایی خوانده ام و وقتی درمورد ادبیات میخواندم در دانشگاه، داستان های همینگوی را نیز از بر میکردم.
کتاب " رفتیم بیرون سیگار بکشیم هفده سال طول کشید" مجموعه داستان های کوتاه نویسنده های شوروی است که بیشترشان معاصر و در قید حیات هستند و مترجم این داستان ها "آبتین گلکار" است و در انتخاب های این داستان بسیار موفق بوده اند.
راستش را بخواهید داستان های نویسنده های روسی در من تاریکی خاصی را بوجود می آورند که البته این کتاب برای اینکه فضای داستان ها همگی به گونه ای نزدیک به بهم باشند این گونه داستان ها را انتخاب کرده است. از "برادران کارمازوف" داستایوسفکی گرفته تا داستان های کوتاه "پلوین" همگی به گونه این تاریکی را دنبال میکنند. اگر بخواهم نسخه بصری حالت درونی خودم را بیان کنم، تصویر یخ بسته سریال "چرنوبیل" است. سیاست های روسیه و جنگ سرد آن با آمریکا و یا شاید قسمتی دیگر تبلیغاتی باشد که بر ضد این کشور میکنند شاید دلیل این نوع نگاه من ه داستان های روسی باشد.
این کتاب شامل :
داستان اول: دختر بخارا اثر لودمیلا اولیتسکایا
داستان دوم: پالتوی سیاه اثر لودمیلا پتروشِفسکایا
داستان سوم: زن آدم کُش اثر دینا روبینا
داستان چهارم: حادثهی خانوادگی اثر آندری گلاسیموف
داستان پنجم: نیکا اثر ویکتور پِلِوین
داستان ششم: رفتیم بیرون سیگار بکشیم، هفده سال طول کشید اثر میخاییل یلیزاروف
داستان هفتم: آدم کُش و دوست کوچکش اثر زاخار پریلپین
است که اگر بخواهم از اولین داستان کمی برای شما توضیح دهم حوصله شما به سر خواهد آمد اما باید بگویم که تک تک داستان ها پس از اتمام کمی ذهنتان را مشغول میکنند چرا که رنگ و سیاق و پیام خاص خودشان را دارند و تلاش من خواننده برای پی بردن به هسته اصلی داستان بسیار زیباست.
داستان های کوتاه مضمون های بسیار پیچیده تری را در خود جای میدهند تا داستان های بلند، برای مثال "تپه های مانند فیل سفید " از "ارنست همینگوی" را در نظر میتوان گرفت که چقدر میتوان ذهن را به چالش بکشد در حالی که داستان های بلند او چون "وداع با اسلحه" همچین چالش ذهنی را برای ما بوجود نیاورد. چرا که هر چه داستان بلند میشود ما بیشتر با ذهن نویسنده آشنا میشویم و مقصود را بهتر درمیابیم در حالی که نویسنده در نوشتن داستان کوتاه سعی میکند در سریع ترین حالت ممکن پیام خود را به خواننده برساند و این کار توانایی بالایی از نویسنده را طلب میکند.
در اخر خواندن داستان های کوتاه تجربه ای جدید را به شما معرفی میکند که متفاوت از داستان های بلند است.
نوشته های یک خالی به زبان پوریا...