نگاهی به کتاب "قدرت عادت" (The Power of Habit)

من به شخصه علاقه زیادی به خواندن کتاب های "خودشناسی" یا "روانشناسی" ندارم چرا که تمام این کتاب ها را چیزی بیهوده میدانم، گرچه چند وقتی کتاب های درمورد تصمیم گیری و همچنین عادت را به پایان رساندم. راضی بودم چرا، البته باید بگویم که کتاب های روانشناسی آنقدر این روزها زیاد است که بیشترشان معروف به "کتاب های زرد" هستند و هیچ چیزی جز تکرار چند جمله بی فایده برای خواننده بیان نمیکنند.
کتاب "قدرت عادت" نوشته "چارلز دوهیگ" در سال 2012 منتشر شد و یکی از بهترین کتاب هایی ست که اگر در اینترنت یک جست و جوی کوچک بزنید میبینید که چقدر این کتاب مفید بوده است و درسایت هایی چون یوتیوب میتوانید اثر این کتاب را بر روی کسانی که کتاب میخوانند را پیدا کنید. همچنین یک سخنرانی از "چارلز دوهیگ" در TED درباره این کتاب وجود دارد که میتواند برای شما مفید باشد.
من عادت های بدی دارم، از جمله اینکه اگر در خیابان بی مورد به من بوق بزند و یا بد رانندگی کند من عصبانی میشوم، یا اگر کسی با وجود اینکه تمام تلاشم را برای کاری کرده ام اما او آن را نادیده بگیرد و تمام از نواقض کارم صحبت کند من بازهم عصبانی میشوم. و از دیگر عادت های بد من این است که در لحظاتی که واقعا پول نیاز دارم و باید پس انداز کنم دست به تصمیم های عجولانه ای میزنم که خیلی میتواند به من لطمه بزند. اما چطور میتوانم این عادت را در خودم هضم کنم.
ما در زندگی روزانه خودمان عادت های بد یا مضر بسیاری داریم که گاهی حتی از داشتن آن هم خبر نداریم و گاهی هم از آن اطلاع داریم. این کتاب دقیقا برای همین طراحی شده است که بتوانیم عادت هایمان را ترک کنیم. شاید این ضرب المثل را شنیده باشید که میگویند "ترک عادت موجب مرض است" اما باید بگویم که این کتاب راه حل هایی را به ما میدهد که باعث میشود موجب مرض نشود.
این کتاب دارای سه بخش است:
بخش اول : عادت در افراد
در بخش اول این کتاب به عادت در فرد میپردازد. ابتدا به این مسئله میپردازد که چرا و چگونه یک عادت در ما شکل میگیرد و این از نظر علمی چگونه ممکن میشود. نویسنده با آوردن مثال هایی به این نکته میپردازد که نهادینه شدن عادت در هر شخص بصورت علمی صورت میگیرد و هر عادت بصورت یک حلقه در ما بوجود می آید و این حلقه ابتدا شاید آهسته عمل کند اما پس از مدتی این حلقه بصورت ناخودآگاه طی میشود. برای مثال وقتی که ماشینی جلوی ما میپیچد بی اختیار حرف های بد میزنیم در صورتی که شاید در ابتدایی که ما رانندگی را یاد گرفته بودیم این مسئله به ندرت یا با وقفه بسیار زیادی انجام میشد اما اکنون مغز بصورت ناخودآگاه و سریع این عمل را انجام میدهد. اما این حلقه شامل چه چیزهایی هست؟

از سمت چپ نشانه، کارروزمره، پاداش. این حلقه ای ست که تمامی عادت ها از آن پیروی میکنند و خودمان باید آن را شناسی و بعد برای تغییر اون دست به کار بشیم.
بخش دوم: عادت در سازمان های موفق
در این بخش نویسنده معتقد هست که تمامی سازمان ها و شرکت ها دارای عادت هایی هستند که میتوانند بد یا خوب باشند. و این عادت ها فرهنگ کاری آن سازمان یا شرکت را تشکیل میدهند. برای مثال در بیمارستانی پرستاران حق اعتراض به دکتر ها را ندارد که منجر به فجایع بزرگی میشود یا در کارخانه ای رابطه ای نزدیک بین مدیران بالا رده و میان رده و حتی کارگران وجود دارد که باعث پیشرفت و بالا رفتن بهره وری این شرکت میشود. نویسنده با اوردن مثال هایی بسیار روشن بیان میکند که چگونه شرکت های بزرگ مثل استارباکس با آموزش دادن و قوی کردن نیروی اراده کارکنان خود و همچنین جای انداختن عادت جدید باعث میشوند میزان بهره وری این شرکت ها بالا برود. شاید در اولین نگاه فکر کنید که این رئیس های این شرکت ها کارکنان خود را برای خود آماده میکنند پاسخ به این سوال بله است اما باید اضافه کنم که تحقیقات بر روی این افراد نشان داده که علاوه بر بهتر بودن در کار خود، با جا انداختن عادت های خود و بالا بردن نیروی اراده آنها باعث شدن در زندگی هم تغییرات مثبت زیادی کنند.
حال برای اینکه حال و هوای ما عوض شوم به سخنرانی یک ادمیرال گوش میدهیم که در آن میگوید:
"اگر میخواهید دنیا را تغییر دهید از درست کردن تختتان شروع کنید."
آنچه این ژنرال میگوید کاملا دقیق بوده چرا که در دنیا چیزی که بیشتر از همه مهم است کارهای کوچک است، شرکت های بزرگ با نهادینه کردن این عادت ها باعث میشود به کارکنان خود بفهماند که با جمع شدن کارهای کوچک تغییر هایی بزرگ انجام میشود و هیچ وقت نباید توقع داشت تغییرات بزرگ بدون تغییرات کوچک رخ دهند.
بخش سوم : عادت در جامعه
در این بخش نویسنده بیان میکند که هر جامعه همانند شرکت ها، و افراد عادت های مخصوص به خودش را دارد او این موضوع را با مثال شروع جنبش های مدنی در آمریکا توضیح میدهد که چگونه دستگیری یک شخص باعث بوجود آمدن یک جنبش مدنی میشود. او با توضیح پیوند های ضعیف بیان میکند که این پیوند های ضعیف که مربوط به آشنایان ما هستند نه دوستان صیمیمی و یا خانواده، بیان میکند که چطور این پیوند های ضعیف باعث میشوند انقلاب های بزرگی در جامعه انجام شود. همچنین نویسنده در این بخش به این موضوع می پردازد که بعضی از عادت ها غیر ارادی و بعضی از ها ارادی هستند مثل قمار و یا سیگار کشیدن که موضوع دوم در جامعه ترحم پذیر نیست، حتی اگر زنی تمام دارایی خود را در قمار از دست بدهد.
کتاب پر از نکته های بار ارزش است که میتواند به ما کمک کند چطور عادت های خود را بشناسیم و با آنها روبرو شویم. من این کتاب را به علت نداشتن کتاب شروع کردم و یکی از بهترین کتاب های روانشناسی که خوانده بودم تبدیل شد و پیشنهاد میکنم که شما این کتاب رو بخونید.
نوشته های یک خالی به زبان پوریا...