من تا به حال کتابی از آقای محمود دولت آبادی را نخوانده بودم، بسیاری از مردم را دیده بودم که بسیار از قلم ایشان تعریف میکنند، مخصوصا از کتاب "جای خالی سلوچ" که زمانی بسیار کم بود و اثر بلند ایشان به نام "کلیدر" که بلندترین رمان ایرانی گمان میکنم باشد. من چندی درکتاب فروشی کتاب بنی آدم را دیدم و فقط به نویسنده آن توجه کردم و حتی نمیدانستم کتاب درباره چیست فقط میخواستم یک کتاب این نویسنده را امتحان کنم و وقتی هم دیدم که این کتاب به تازگی چاپ شده است بیشتر مشتاق خواندن آن شدم به همین دلیل آن را خریدم.

کتاب "بنی آدم" نوشته محمود دولت آبادی در سال 94 است که شامل شش داستان است و به ترتیب:

  1. مولی و شاهزاده
  2. یک شب دیگر
  3. اسم نیست
  4. امیلیانو حسن
  5. چوب خشک بلوط
  6. اتفاقی نمی افتد

این کتاب از انتشارات "چشمه" به چاپ رسیده است.

وقتی پشت کتاب را میخوانیم متنی بسیار جالب نوشته است که میگوید:" گفتم همان اول کار گفتم که نوشتن داستان کوتاه کار من نیست." و کمی خواننده را به هیجان می آورد که آیا این نویسنده گفته است؟

وقتی کتاب را میخوانیم نوعی فضای خاص در تمامی داستان های موج میزند و در تمامی آنها حس غریبی به خواننده دست میدهد. تقریبا هر شش داستان به گونه ای مجهول و معماگونه شروع میشوند و اطلاعاتی درمورد داستان فاش میکند و خواننده نزدیک فهمیدن موضوع و فضای داستان، داستان را به گونه ای معماگونه یا مجهول و مبهم تمام میکند. گاهی در خواندن داستان خواننده دچار سردرگمی میشود و نمیداند که رشته داستان به کدام طرف رفته است اما در آخر معماگونه بودن داستان را میداند.

کتاب چون مجموعه داستان کوتاه است چیز خاصی برای بحث کردن ندارد. اما خواندنش خالی از لطف نیست، چرا که خواننده را به فضای داستان های کوتاه و حال و احوال اخیر نویسنده را آشنا میکند.